بایگانی نویسنده: admin

در مورد اختیار

در هر صورت من الان از اختیارم استفاده کرده ام و لاکین گرده ام به ورد پرس و دارم مینویسم. و شما هم انتخاب کرده اید که نوشته های پراکنده من را بخوانید (شاید هم به خود بگویید این چی میخواد بگه با این حرف های پراکندش LOL)

ادامه‌ی خواندن

شناخت آدمهای اطراف

داشتم فکر میکردم که اون آدمی که توی تاکسی نشسته بود چه حرفهایی بهم زد.

میگفت: نیازی نداریم همه آدم ها رو بشناسیم. اما نیاز داریم که با همه اونها یک رابطه دوستانه (معمولی) برقرار کنیم. اگر چیزی جز این باشه ممکنه که هم خودمون آسیب ببینیم و هم اونها رو آزرده کنیم.

ادامه‌ی خواندن

تربیت فرزند

نمیدانم چرا همیشه دوست داشته ام دسته ای در وبلاگم قرار دهم که نکاتی که گاه به گاه در مورد تربیت فرزند در میان کتاب ها میخوانم را در آن دسته قرار دهم و زمانی که پدر شدم (در صورت تصمیم بر پذیرش فرزند) این نکات را در آن مواقع به کار بگیرم.

ادامه‌ی خواندن

هویت و آسان شدن انجام کار

جیمز کلییر در کتاب خرده عادت ها می گوید زمانی یک فعالیت بخشی از هویت شما را تشکیل داده باشد ، انجام دادن آن راحت و بدون فشار و اجبار خواهد بود. مثلا کسی که ورزش کردن بخشی از هویت او شده باشد ، نیازی ندارد به خود فشار بیاورد که ورزش کند.

ادامه‌ی خواندن

هدف یا سیستم

تمرکز بر سیستم به جای هدف:

در قسمت دیگه ای از کتاب در مورد فراموش کردن هدف و توجه کردن به سیستم صحبت می شود. و همچنین به نظر نویسنده کتاب اگر به اندازه کافی برای طراحی سیستم وقت نگذاریم و تنها به اهداف فکر کنیم ، سر و کله مشکلات پیدا می شود. برای مثال کسی که یک کسب و کار آنلاین دارد ممکن است به این هدف فکر کند که به مقدار معینی از سود در یک ماه برسد(هدف). اما همین فرد اگر بخواهد کسب و کار خود را گسترش دهد و اگر به همین دلیل انتظار سوددهی خود را تا یکسال دیگر به تاخیر بیاندازد میگوییم نگاه سیستمی به موضوع دارد.

“دلیل انتخاب هدف این است که بازی را ببرید، دلیل ایجاد سیستم این است که در بازی بمانید.”

حرکتهای کوچک مستمر:

و همچنین دوباره به اهمیت استمرار در فعالیتهای موثر تاکید می شود. “سیستمی با پیشرفت های کوچک و مستمر” . شاید حرکت آهسته و پیوسته لاک پشت ، نمونه خوبی از حرکت مستمر باشه.

همچنین این نکته را نباید فراموش کرد که خرده عادت ، عادتی کوچک است که بخشی از سیستم بزرگتر است.

“اگر فرد به دنبال نتایج بهتر است ، باید تعیین اهداف را فراموش کند و به جای آن بر سیستم خود تمرکز کند.”

فداکاری ، هدف آرمانی، کیفیت خواب

در نوشته های قبلی بخش هایی از کتاب بازی بی نهایت ، نوشته سایمون سینک را مرور کردم . در این نوشته قصد دارم ، چند نکته دیگر از این کتاب را بازنویسی کنم.

ادامه‌ی خواندن

کتاب بازی بی نهایت

اگر حوصلمون سر رفت و اگر توی فکر فرو رفتیم که دنیا چه معنایی داره ، پیشنهادم اینه که به این فکر باشیم که “یه چیز بزرگتر از خودمون “(توانایی‌ها مون) خلق کنیم. این مستلزم اینه که یه موضوع پیدا کنیم که مردم بهش احتیاج دارند و بعبارتی نیاز مردم هست . بعد که اون موضوع و مسئله رو پیدا کردیم وارد بازی حل مسئله بشیم . یادمون باشه که “توی بازی بمونیم و ادامه بدیم“.

توی این مسیر “خلاقیت داشتن” لذت خاص و منحصر بفردی به ما می ده . یعنی اینکه حس کنی شبیه به هیچ کسی و هیچ نوع کسب و کاری نباشی ، خودش بتنهایی حس لذت بخشی رو برای تو به ارمغان میاره.

” طرز فکر نامحدود داشته باشیم “

طرز فکر نامحدود موضوعی هست که سایمون سینک توی کتاب “بازی بی نهایت” در مورد اون بیشتر توضیح میده. در ادامه خلاصه ای (گزیده ای) از کتاب بازی بی نهایت را میخونید.

ادامه‌ی خواندن

در مورد عادت‌های خوب و بد

قبلا در نوشته (چگونه عادت جدید بسازیم؟) درمورد عادت ها یه چیزایی نوشته بودم. حالا می خوام توی این نوشته چیزای دیگه ای در مورد عادت بنویسم. الیته شاید دلیل دیگه ای که میخوام در مورد “عادتها” بنویسم ، کتاب خرده عادت ها باشه که اخیرا در حال مطالعه اون هستم.

ادامه‌ی خواندن

شوق حرکت

مقدمه :

در صفحه ۲۶ کتاب (باشگاه پنج صبحی ها) می خوانیم که :

اعتبار از آن کسی است که درون گود قدم گذاشته ، کسی که صورتش از خاک ، عرق و خون معیوب شده ؛ کسی که دلیرانه تلاش می کند؛ کسی که خطا میکند؛ کسی که بارها و بارها کم می آورد، چون هیچ تلاشی بدون خطا و کاستی نیست. اما آن که عملا برای انجام کار تلاش میکند، و شور و اشتیاق و فداکاری عظیم را می شناسد و آنکه خودش را وقف آرمانی ارزشمند می کند، حتی اگر شکست بخورد ، حداقل در حالی شکست خورده است که شهامت به خرج داده. بنابر این جایگاهش هرگز با افراد سرد و بزدلی که نه پیروزی را می شناسد و نه شکست را ، یکی نیست.”

حالا موارد فوق را نوشتم که چه بگویم؟ نوشتم که باز برای خودم و خوانندگان وبلاگم بگویم که “چیزی در میان هست” و آن چیز از جنس حرکت و خواستن است. این خواستن و حرکت خود از چیز دیگری نشئت می گیرد . و آن شوق رسیدن به زیبایی است. زیبایی را دیگر نمیخواهم معنا کنم که اگر بخواهم، زبان ناتوان و قاصر است از بیانش. همین.

تشکر از دوست عزیزی که این کتاب خوب را به من هدیه داد.

در مورد مرگ

کورش پسر بچه باهوشی با ادبی بود و همیشه سوالات خود را از عمویش می پرسید. چون او با وجود اینکه سن زیادی داشت ،همیشه در طراف کودکان می پلکید و به حرف بزرگترها هم اهمیت نمی داد که در مورد او چه فکر میکنند. به چوب هم خیلی علاقه داشت و معمولا تکه چوبی در دست می گرفت و تصور میکرد که چقدر خوشبخت است که در دنیایی زندگی میکند که ماده ای به نام چوب وجود دارد.

ادامه‌ی خواندن