شوق حرکت

مقدمه :

در صفحه ۲۶ کتاب (باشگاه پنج صبحی ها) می خوانیم که :

اعتبار از آن کسی است که درون گود قدم گذاشته ، کسی که صورتش از خاک ، عرق و خون معیوب شده ؛ کسی که دلیرانه تلاش می کند؛ کسی که خطا میکند؛ کسی که بارها و بارها کم می آورد، چون هیچ تلاشی بدون خطا و کاستی نیست. اما آن که عملا برای انجام کار تلاش میکند، و شور و اشتیاق و فداکاری عظیم را می شناسد و آنکه خودش را وقف آرمانی ارزشمند می کند، حتی اگر شکست بخورد ، حداقل در حالی شکست خورده است که شهامت به خرج داده. بنابر این جایگاهش هرگز با افراد سرد و بزدلی که نه پیروزی را می شناسد و نه شکست را ، یکی نیست.”

حالا موارد فوق را نوشتم که چه بگویم؟ نوشتم که باز برای خودم و خوانندگان وبلاگم بگویم که “چیزی در میان هست” و آن چیز از جنس حرکت و خواستن است. این خواستن و حرکت خود از چیز دیگری نشئت می گیرد . و آن شوق رسیدن به زیبایی است. زیبایی را دیگر نمیخواهم معنا کنم که اگر بخواهم، زبان ناتوان و قاصر است از بیانش. همین.

تشکر از دوست عزیزی که این کتاب خوب را به من هدیه داد.

در مورد مرگ

کورش پسر بچه باهوشی با ادبی بود و همیشه سوالات خود را از عمویش می پرسید. چون او با وجود اینکه سن زیادی داشت ،همیشه در طراف کودکان می پلکید و به حرف بزرگترها هم اهمیت نمی داد که در مورد او چه فکر میکنند. به چوب هم خیلی علاقه داشت و معمولا تکه چوبی در دست می گرفت و تصور میکرد که چقدر خوشبخت است که در دنیایی زندگی میکند که ماده ای به نام چوب وجود دارد.

ادامه خواندن Continue reading

جملاتی برای فکر کردن

در این نوشته در مورد موضوعات زیر جملات کوتاهی نوشته ام و هدف خاصی از نوشتن آن نداشته و فقط خواسته ام وبلاگم را بروز کنم.

آرزو کردن

تسلیم شدن

یادمان میرود

لذت کمک کردن

ادامه خواندن Continue reading

نوشته ای برای هیوا

مقدمه :

 در نوجوانی  از معلم هایم شنیده بودم که می گفت شعر حافظ به این دلیل ماندگار شده و همه پسند است که هر کس آن را می خواند میگوید این شعر برای من سروده شده و حرف دل من را میزند. فکر میکنم ،همین حس و حال را با نوشته های دیگر هم می توان بدست آورد.

– برای هیوای عزیز آرزوی بهترین ها را دارم که با این نوشته اش در یکی از درس های متمم حالم را بهتر کرد. در ادامه بخوانید:

ادامه خواندن Continue reading

متوسط و معمولی بودن

این نوشته رو زمانی می نویسم که به حد زیادی سرگردان هستم. (بهار ۱۴۰۰). از آنجا که یکی از بهترین تجربیات زندگی من نوشتن بوده ، پس از ساعت ها کلنجار رفتن با خودم برای پی بردن به اینکه چرا سرگردان هستم ، تصمیم گرفتم دسته ای با نام بهار ۱۴۰۰ را تشکیل دهم و همه ی افکارم را (علاوه بر دسته های مرتبط) در این دسته هم قرار بدهم.

اولین نوشته با موضوع “بهترین خودت را بازی کن” را در ادامه بخوانید:

ادامه خواندن Continue reading

کتاب و لوبیای یخ زده

این متن ۷۱۰ کلمه دارد. کمتر از ده دقیقه زمان بگذارید و داستان لوبیای یخ زده را بخوانید.

***

مادرم معمولا لوبیا ها را می پخت ، بسته بندی میکرد و درون فریزر می گذاشت . 

ادامه خواندن Continue reading

برنامه ریزی

این نوشته حدود ۷۵۰ کلمه دارد و خواندن آن کمتر از ۱۰ دقیقه طول میکشد.

***

فارغ از اینکه قالب بندی کردن زمان به روز، ماه و سال ، کار ما آدم ها می باشد . زمان و فرصت محدود زندگی را می توان مانند یک تایمر معکوس فرض کرد.

در هر صورت یک سال پیش روی ماست و به تاثیر از صفحاتی از کتاب “ماندن در وضعیت آخر” تصمیم گرفتم بخش های از این کتاب را که در مورد برنامه ریزی و اهمیت آن صحبت میکند را در این جا بازنویسی کنم.

ادامه خواندن Continue reading

مروری بر چند مدت اخیر- زمستان ۹۹

این نوشته حدود ۱۰۰۰ کلمه دارد.

زمان مورد نیاز برای خواندن آن ۱۰ دقیقه

قبلا در نوشته “مرد سخت کوش” نوشته بودم که میخوام تا ۲۰ سال دیگه مصداق مرد سخت کوش باشم و از شور درونم گفته بودم که دوست دارم چنین باشم و چنان باشم. و قول داده بود که ۲۰ سال دیگر بیایم و زیر آن پست گزارشی بنویسم. امروز که بعد از حدود سه ماه آن پست را دیدم ، تصمیم گرفتم که به طور منظم و در بازه های زمانی معین بیایم و گزارشی از عملکردم بنویسم. فکر میکنم با این روش (گزارش نویسی و ارزیابی عملکرد خود) بهتر بتوان خود را مانیتور کرد .

ادامه خواندن Continue reading

مدیریت کار و تفریح

مدتی است که منظم تر این وبلاگ را به روز میکنم . حتی باعث شده که کارهایی که دوست دارم منظم تر در زندگی ام انجام دهم را تا حد ممکن در وبلاگ بیاورم تا در آینده که مرورشان کردم بیاد بیاورم که چه میخواسته ام و چه کرده ام و چه نتیجه ای حاصل شده است.

چرا به تفریح نیاز داریم؟

در کتاب “ماندن در وضعیت آخر” جمله زیبایی در مورد اهمیت تفریح آمده است :

ادامه خواندن Continue reading

نوازش میخواهم.

در نوشته های قبلی (بخش اولبخش دومبخش سوم) بخش هایی از کتاب “ماندن در وضعیت آخر” را نقل کردم .

شاید موضوع “نوازش یافتن ” یکی از مهم ترین (حد اقل برای من) مطالبی باشد که در این کتاب در مورد آن صحبت میشود. در ادامه این نوشته موارد بیشتری در مورد نوازش را نقل خواهم کرد.

ادامه خواندن Continue reading