بایگانی دسته: کوتاه از موضوعات

در مورد اختیار

در هر صورت من الان از اختیارم استفاده کرده ام و لاکین گرده ام به ورد پرس و دارم مینویسم. و شما هم انتخاب کرده اید که نوشته های پراکنده من را بخوانید (شاید هم به خود بگویید این چی میخواد بگه با این حرف های پراکندش LOL)

ادامه‌ی خواندن

شناخت آدمهای اطراف

داشتم فکر میکردم که اون آدمی که توی تاکسی نشسته بود چه حرفهایی بهم زد.

میگفت: نیازی نداریم همه آدم ها رو بشناسیم. اما نیاز داریم که با همه اونها یک رابطه دوستانه (معمولی) برقرار کنیم. اگر چیزی جز این باشه ممکنه که هم خودمون آسیب ببینیم و هم اونها رو آزرده کنیم.

ادامه‌ی خواندن

شوق حرکت

مقدمه :

در صفحه ۲۶ کتاب (باشگاه پنج صبحی ها) می خوانیم که :

اعتبار از آن کسی است که درون گود قدم گذاشته ، کسی که صورتش از خاک ، عرق و خون معیوب شده ؛ کسی که دلیرانه تلاش می کند؛ کسی که خطا میکند؛ کسی که بارها و بارها کم می آورد، چون هیچ تلاشی بدون خطا و کاستی نیست. اما آن که عملا برای انجام کار تلاش میکند، و شور و اشتیاق و فداکاری عظیم را می شناسد و آنکه خودش را وقف آرمانی ارزشمند می کند، حتی اگر شکست بخورد ، حداقل در حالی شکست خورده است که شهامت به خرج داده. بنابر این جایگاهش هرگز با افراد سرد و بزدلی که نه پیروزی را می شناسد و نه شکست را ، یکی نیست.”

حالا موارد فوق را نوشتم که چه بگویم؟ نوشتم که باز برای خودم و خوانندگان وبلاگم بگویم که “چیزی در میان هست” و آن چیز از جنس حرکت و خواستن است. این خواستن و حرکت خود از چیز دیگری نشئت می گیرد . و آن شوق رسیدن به زیبایی است. زیبایی را دیگر نمیخواهم معنا کنم که اگر بخواهم، زبان ناتوان و قاصر است از بیانش. همین.

تشکر از دوست عزیزی که این کتاب خوب را به من هدیه داد.

در مورد مرگ

کورش پسر بچه باهوشی با ادبی بود و همیشه سوالات خود را از عمویش می پرسید. چون او با وجود اینکه سن زیادی داشت ،همیشه در طراف کودکان می پلکید و به حرف بزرگترها هم اهمیت نمی داد که در مورد او چه فکر میکنند. به چوب هم خیلی علاقه داشت و معمولا تکه چوبی در دست می گرفت و تصور میکرد که چقدر خوشبخت است که در دنیایی زندگی میکند که ماده ای به نام چوب وجود دارد.

ادامه‌ی خواندن

جملاتی برای فکر کردن

در این نوشته در مورد موضوعات زیر جملات کوتاهی نوشته ام و هدف خاصی از نوشتن آن نداشته و فقط خواسته ام وبلاگم را بروز کنم.

آرزو کردن

تسلیم شدن

یادمان میرود

لذت کمک کردن

ادامه‌ی خواندن