3- مولانا- چیز خوبی غایب ،حالت بدی غالب

وقتی دل شما غمگین میشود، این یعنی چیز شادی هست که الان آن وجود ندارد.

آب شور کسی را نماید که آب شیرین خورده باشد. پس حق تعالی در جان شما نور ایمان نهاده است که این کارها را زشت میبینید.

حق تعالی شما را آن خواهد دادن که مطلوب شماست و همت شما آنجا که هست شما را خواهد شدن.

آنکس که احساس پستی میکند، یعنی چشمش بلندایی را دیده است. وگرنه بسیارند مردمی که در قعر سقوط کرده و همچنان دلخوش اند.

پرنده با دو بالش پرواز میکند و مومن با همتش.

۲۲. در باب کل نگری و آینده نگری

دل نبستن به چیزهای با عمر کوتاه

۲۳.اگر حرکت باشد، برکت خدا حاصل می شود

تا آب خورد از جو ، خود عکس قمر یابد

اندر شکم ماهی ، آن خاتم زر یابد

تا صید کند آهو، خود صید دگر یابد

مولانا در این غزل ( یاران سخرخیزان تا صبح که دریابد…) به داستان های مشابهی اشاره میکند که در همه آنها شخص به دنبال مطلوبی می رود و چیزی می یابد هزاران بار با ارزش تر از آنچه در ابتدا طلب کرده است.

2-مولانا- تا شماره 31

17-عشق چاره ساز است. عشقت رسد به فریاد ور خود به سان حافظ، قران زبر بخوانی در 14 روایت

18-همیشه فرصت هست. تا کنون کردی چنین، اکنون مکن، تیره کردی آب از این افزون مکن

19-بارز ترین فساد: تیره کردن اینه دل

20-اگر درد داری باید حرکت کنی. منقطع درد را نزل وطن واجب است.

21-پیگیری مدام… عقل آن است که همواره شب و روز مضطرب و بی قرار باشد. از فکر و جهد و اجتهاد نمودن در ادراک باری

22-عدم تفکر به گذشته–> گفت دیگر بر گذشته غم مخور، چون ز تو بگذشت زان حسرت مبر

23- عدم صحبت با جاهل–> پند گفتن با جهول خوابناک، تخم افکندن بود در شوره خاک

24-بدرم زهره ذهره، خراشم ماه را چهره، برن از آسمان مهره چو او کیوان من باشد(توانایی انسان با وجود او)

25- یکی جانی است در عالم که ننگش اید از صورت، بپوشد صورت انسان ولی انسان من باشد

26-هر که او اندر غم شاهی بود. دم به دم او را سر ماهی بود (پریود مردانه به دلیل دوری از یار)

27-خداوند فرشتگان را عقل بر آنان حاکم کرد و حیوانات را شهوت و آدم را آفرید که عقل وشهوت داشت. هر کس یکی از این دو مورد در او قالب باشد ، خوی فرشته گیرد یا حیوان.

28-یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد

29-نظر به قدرت او دار و همواره خود را بیچاره میدان.

30-پیامبر (ص): شرط آن است که مدام خود را در دست تقدیر الهی ببینی و دوگانگی نباشد که گاهی خود را توانا ببینی و گاهی بیچاره.

31- تنها دل بر من نه.

1- مولانا- رهایی از خودبینی

این موارد از کتاب 365 روز با مولانا است.

1- رها شدن از خودبینی و خودرایی شرط لازم برای رسیدن بوی خوش عشق به مشام است.
2- برای رسیدن به کمال در یک هنر باید مست شد و با هوشیاری نمیشود.
3- سعدی: هرکه را تو بگیری زخویشتن برهانی
4-زن از نگاه مولانا: تجلی رحمت پروردگار است و اعلام حضور او در روی زمین


5-آن آرامش و سکون و مقام امن که خاص پروردگار است تنها در صحبت زن بر روی زمین حاصل میشود.
6-پیامبر(ص): ای گل سرخ کوچک با من سخن بگو
7-چو عاشق میشدم گفتم که بردم گوهر مقصود، ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد.
8-سختی مسیر–> در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم، سرزنش ها گر کند خار مقیلان غم مخور


9-صبر- صبر آرد عاشقان را کام دل، بیدلان را صبر شد آرام دل
10-کمال آدمیت- کمال آدمیت انسان در داشتن اختیار و توانایی بر عصیان و طاعت است.
11-تنظیمات اولیه- من عاریتم در آنچه خوش نیست، چیزی که در آن خوشم من آنم
12- معجزه انسان- تو نطفه بودی خون شدی، آنگه چنین موزون شدی، نزد من آی ای آدمیف تا زینت موزون تر کنم

13-توصیه به تمرکز در فعالیت ها
14-مزیت عشق- هر که را جامع ز عشقی چاک شد، او ز عیب و حرص کلی پاک شد.
15-اولویت مستی بر هوشیاری- شر و شور دوران نکنند مستان ، سر هوشمندان هنری ندارد.
16- خیلی ساده: وآنچه به گفت ناید آن از تو به جان عطا رسد.