بایگانی ماهیانه: می 2021

فداکاری ، هدف آرمانی، کیفیت خواب

در نوشته های قبلی بخش هایی از کتاب بازی بی نهایت ، نوشته سایمون سینک را مرور کردم . در این نوشته قصد دارم ، چند نکته دیگر از این کتاب را بازنویسی کنم.

ادامه‌ی خواندن

کتاب بازی بی نهایت

اگر حوصلمون سر رفت و اگر توی فکر فرو رفتیم که دنیا چه معنایی داره ، پیشنهادم اینه که به این فکر باشیم که “یه چیز بزرگتر از خودمون “(توانایی‌ها مون) خلق کنیم. این مستلزم اینه که یه موضوع پیدا کنیم که مردم بهش احتیاج دارند و بعبارتی نیاز مردم هست . بعد که اون موضوع و مسئله رو پیدا کردیم وارد بازی حل مسئله بشیم . یادمون باشه که “توی بازی بمونیم و ادامه بدیم“.

توی این مسیر “خلاقیت داشتن” لذت خاص و منحصر بفردی به ما می ده . یعنی اینکه حس کنی شبیه به هیچ کسی و هیچ نوع کسب و کاری نباشی ، خودش بتنهایی حس لذت بخشی رو برای تو به ارمغان میاره.

” طرز فکر نامحدود داشته باشیم “

طرز فکر نامحدود موضوعی هست که سایمون سینک توی کتاب “بازی بی نهایت” در مورد اون بیشتر توضیح میده. در ادامه خلاصه ای (گزیده ای) از کتاب بازی بی نهایت را میخونید.

ادامه‌ی خواندن

در مورد عادت‌های خوب و بد

قبلا در نوشته (چگونه عادت جدید بسازیم؟) درمورد عادت ها یه چیزایی نوشته بودم. حالا می خوام توی این نوشته چیزای دیگه ای در مورد عادت بنویسم. الیته شاید دلیل دیگه ای که میخوام در مورد “عادتها” بنویسم ، کتاب خرده عادت ها باشه که اخیرا در حال مطالعه اون هستم.

ادامه‌ی خواندن

شوق حرکت

مقدمه :

در صفحه ۲۶ کتاب (باشگاه پنج صبحی ها) می خوانیم که :

اعتبار از آن کسی است که درون گود قدم گذاشته ، کسی که صورتش از خاک ، عرق و خون معیوب شده ؛ کسی که دلیرانه تلاش می کند؛ کسی که خطا میکند؛ کسی که بارها و بارها کم می آورد، چون هیچ تلاشی بدون خطا و کاستی نیست. اما آن که عملا برای انجام کار تلاش میکند، و شور و اشتیاق و فداکاری عظیم را می شناسد و آنکه خودش را وقف آرمانی ارزشمند می کند، حتی اگر شکست بخورد ، حداقل در حالی شکست خورده است که شهامت به خرج داده. بنابر این جایگاهش هرگز با افراد سرد و بزدلی که نه پیروزی را می شناسد و نه شکست را ، یکی نیست.”

حالا موارد فوق را نوشتم که چه بگویم؟ نوشتم که باز برای خودم و خوانندگان وبلاگم بگویم که “چیزی در میان هست” و آن چیز از جنس حرکت و خواستن است. این خواستن و حرکت خود از چیز دیگری نشئت می گیرد . و آن شوق رسیدن به زیبایی است. زیبایی را دیگر نمیخواهم معنا کنم که اگر بخواهم، زبان ناتوان و قاصر است از بیانش. همین.

تشکر از دوست عزیزی که این کتاب خوب را به من هدیه داد.