گزیده هایی از کتاب ماندن در وضعیت آخر-قسمت اول

در نوشته های مربوط به کتاب “وضعیت آخر” در ۴ نوشته گزیده هایی از این کتاب را نقل کردم و از امروز قصد دارم کتاب دوم (ماندن در وضعیت آخر) مربوط به این حوزه را مرور کنم و گزیده هایی از آن را بنویسم.

اولین موضوعی که از این کتاب نظر من را به خودش جلب کرد این بود که وقتی به کودکان میگویید این کار را نکن ، باید یک کار جایگزین برای آن داشته باشیم. بعبارت دیگر ، کودک نمیتواند بیکار بنشیند و حتما باید در حال انجام یک کار باشد.

موضوع دوم نقل یک سخن از النور رزولت (همسر رییس جمهور اسبق آمریکا) میباشد که در هنگام مطالعه این کتاب نظر من را به خودش جلب کرد:

“هیچ کس نمیتواند بدون رضایت شما ، شما را مجبور به احساس حقارت کند.”

مقابله با سردرگمی :

حتما شما هم روزهایی را تجربه کرده اید که سردرگم بوده اید و دوست داشته اید با آن مقابله کنید. در این کتاب از روشهایی برای مقابله با سردرگمی یاد میشود که برخی در دسته موثر و برخی در دسته غیر موثر قرار میگیرند:

روشهای غیر موثر :

  • کناره گیری کردن: اشاره میکند به اینکه نشستن و فکر کردن به تنهایی، مسئله ای را حل نمیکند و باید حرکت کرد و آنگاه انتظار داشت که سردرگمی رفته رفته کمرنگ شود و راه مطلوب پیدا شود.
  • به تعویق انداختن : معمولا مسئله ها و فکر کردن یا اقدام مناسب برای آنها را به تعویق می اندازیم و فکر میکنیم در زمان های آینده اوضاع بسیار متفاوت خواهد بود. اما معمولا زمان میگذرد و میبینیم که شرایط آنچنان تغییری نکرده است و مسئله همچنان به همان پیچیدگی خود باقی مانده است. پس شاید یک نتیجه گیری این باشد که بهتر است ، برای حل مسئله هایمان به فکر تعویق نباشیم و در عوض به تحلیل ریشه ای آن پرداخته وبه فکر راح حل خلاقانه باشیم.
  • تسریع : گاهی سردرگم هستیم و به جای اینکه آرام باشیم و سعی کنیم با تفکر خلاقانه به فکر چاره باشیم ، معمولا سرعتمان را بیشتر میکنیم. مثلا ممکن است وقت و منابع مالی کافی برای رسیدن به خانواده و تفریح نداشته باشیم . به جای اینکه به فکر تعویض نوع کسب درامد خود باشیم ، شغل دوم انتخاب کنیم و با سرعت بیشتری به کار کردن بپردازیم.
  • روش‌های موثر:

ردیابی کردن : به این موضوع عناوین دیگری نظیر تحلیل ریشه ای یا Root Cause نیز گفته میشود. یعنی اینکه زمانی که یک مسئله در زندگی‌مان وجود دارد (سردرگمی برای مثال) بشینیم و فکر کنیم که این مسئله از کجا نشئت میگیرد. برای اینکه ذهن بتواند بهتر ریشه یابی کند باید اصطلاحا ورزیده باشد. ورزیده بودن ذهن هم به نظر من تنها از ورزش داده آن حاصل میشود . که این موضوع هم از حل مسئله ، مطالعه ، زندگی ، به چالش کشیدن و تفکر و… حاصل میشود.

یکی از مزایای ردیابی کردن این است که باعث میشود ما نقاط ضعف خود را بشناسیم.

فکر کردن : فکر کردن یک کار خلاقانه است . به قول سطوری از کتاب :

انسانیت ما بستگی دارد به توانایی ما در فکر کردن و گفتگو کردن” .

و همچنین در مورد اهمیت کتاب و کتاب خوانی در این کتاب اینگونه ذکر میشود که:

کودکانی که در خانواده های “خوره کتاب” بزرگ میشوند احتمالا بسیار بهتر مشکلات گیج کننده را حل میکنند.”

  • حرف بزنید : با کلمات میتوانیم با دیگران حرف بزنیم و از آنان کمک بگیریم و سردرگمی خود را تجزیه و تحلیل کنیم.” بارها برای خود من اتفاق افتاده است که هنگام صحبت کردن با دیگران به راه حلهایی خلاقانه برای مسئله هایم رسیده ام. چیزی که رسیدن به آن درتنهایی احتمال بسیار کمی دارد.

در نوشته بعدی گزیده های بیشتری از این کتاب را خواهم آورد.

2 فکر می‌کنند “گزیده هایی از کتاب ماندن در وضعیت آخر-قسمت اول

  1. mahi

    خیلی خوب بود واسم مرور شد هردو تا کتاب.
    واسه من حرف زدن جواب میده. وقتی حرف میزنم و اصلاحا خالی میشم حالم بهتر میشه و سردرگمیم رفع میشه. ولی ایرادش اینه که فرد مقابل رو ناراحت میکنه.
    یه راه دیگشم نوشتنه

    پاسخ
    1. admin نویسنده

      سلام Mahi …

      ممنون که کامنت گذاشتی وخوشحالم که از خلاصه کتابها خوشت اومده.
      ما ادمها برای تنهایی ساخته نشدیم، و حرف زدن با دیگران معمولا باعث میشه که حس بهتری داشته باشیم.
      شاید یکی از دلایلش این باشه که وقتی با دیگران حرف میزنیم ذهنمون منظم تر میشه.
      امیدوارم بتونم گزیده ای از بقیه کتاب هایی که خوندم رو به روش خلاقانه تری توی وبلاگم بنویسم.

      پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *