شوق حرکت

مقدمه :

در صفحه ۲۶ کتاب (باشگاه پنج صبحی ها) می خوانیم که :

اعتبار از آن کسی است که درون گود قدم گذاشته ، کسی که صورتش از خاک ، عرق و خون معیوب شده ؛ کسی که دلیرانه تلاش می کند؛ کسی که خطا میکند؛ کسی که بارها و بارها کم می آورد، چون هیچ تلاشی بدون خطا و کاستی نیست. اما آن که عملا برای انجام کار تلاش میکند، و شور و اشتیاق و فداکاری عظیم را می شناسد و آنکه خودش را وقف آرمانی ارزشمند می کند، حتی اگر شکست بخورد ، حداقل در حالی شکست خورده است که شهامت به خرج داده. بنابر این جایگاهش هرگز با افراد سرد و بزدلی که نه پیروزی را می شناسد و نه شکست را ، یکی نیست.”

حالا موارد فوق را نوشتم که چه بگویم؟ نوشتم که باز برای خودم و خوانندگان وبلاگم بگویم که “چیزی در میان هست” و آن چیز از جنس حرکت و خواستن است. این خواستن و حرکت خود از چیز دیگری نشئت می گیرد . و آن شوق رسیدن به زیبایی است. زیبایی را دیگر نمیخواهم معنا کنم که اگر بخواهم، زبان ناتوان و قاصر است از بیانش. همین.

تشکر از دوست عزیزی که این کتاب خوب را به من هدیه داد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *