در مورد اختیار

در هر صورت من الان از اختیارم استفاده کرده ام و لاکین گرده ام به ورد پرس و دارم مینویسم. و شما هم انتخاب کرده اید که نوشته های پراکنده من را بخوانید (شاید هم به خود بگویید این چی میخواد بگه با این حرف های پراکندش LOL)

بحث بر سر اختیار داشتن و نداشتن نیست. چون ما هم به موقع اختیار داریم و از آن سود می بریم و هم در مواردی هم اختیار نداریم. همین که من انتخاب میکنم که بگویم اختیار ندارم و کسی دیگری من را هدایت میکند ، یعنی اختیار دارم .

برای یاد آوری خودم در مورد اختیار ، جا دارد که اشاره ای به آیه ای از قران کنم که میگوید:

“ما آدمی را به راه (سعادت) هدایت کردیم، خواه بپذیرد و خواه کفران کند و کافر گردد.”

دوست دارم به تدریج که در مورد موضوعات مختلف از منابع معتبر مطالبی را می خوانم در وبلاگم بنویسم و هر روزی اگر خواستم در مورد آن موضوع فکر کنم ، در قسمت جست و جوی وبلاگم آن موضوع را جست و جو کنم . بعد با دیدن نتایج یادم بیافتد که در مورد آن موضوع چه چیزهایی خوانده ام و در بازه های زمانی مختلف چگونه می نوشته ام.

مولانا هم در مورد اختیار و مسئولیت آن چنین اشاره می کند که ، گاهی آدمی برای فرار از بار مسئولیت داشتن اختیار ، به مواد مست کنند و افیونی و از بین برنده اختیار پناه می برد. غافل از اینکه این برای مدتی کوتاهی می تواند درد داشتن اختیار را تسکین دهد. و بعد از مدتی میتوان دید که باز هم ما هستیم و مختار بودنمان در انتخاب:

جمله عالم زاختیار و هست خود میگریزد در سر سرمست خود

تا دمی از هوشیاری وارهند ننگ خمر و بنگ بر خود می نهند. (مولانا)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *