مدیریت کار و تفریح

مدتی است که منظم تر این وبلاگ را به روز میکنم . حتی باعث شده که کارهایی که دوست دارم منظم تر در زندگی ام انجام دهم را تا حد ممکن در وبلاگ بیاورم تا در آینده که مرورشان کردم بیاد بیاورم که چه میخواسته ام و چه کرده ام و چه نتیجه ای حاصل شده است.

چرا به تفریح نیاز داریم؟

در کتاب “ماندن در وضعیت آخر” جمله زیبایی در مورد اهمیت تفریح آمده است :

“کسانیکه نمیتوانند برای تفریح و سرگرمی وقت پیدا کنند ، معمولا دیر یا زود مجبور میشوند که برای مریض شدن وقت پیدا کنند.”

شاید گاهی به خودمان بگوییم که وقت نداریم. اما به نظر من آن خدایی که ما را آفرید فکرش را نمیکرد که این موجود هوشمندی که خلق کرده است نتواند زمانش را طوری مدیریت کند که بتواند هم به کارش برسد و هم به تفریحاتش و هم به سایر جنبه های زندگی اش.

اگر بخواهیم وقتش پیدا میشود ؟

کافی است چند روز ریز به ریز کارهایی که از اول بیداری مان تا پایان روز انجام می دهیم را ثبت کنیم تا ببینیم که داریم چگونه وقت را مدیریت میکنیم. زمانهایی هستند که میتوانیم از هدر رفتن آن جلوگیری کنیم. در زیر چند مورد را که در مدیریت بهتر زمان به من کمک کرده اند را مینویسم:

۱- استفاده از تکنیک ۴۵+۱۵

در انجام کارهایم معمولا از این روش استفاده میکنم و یک تایمر معکوس ۴۵ دقیقه ای میگذارم و کاری را انجام می دهم و بعد از آن ۱۵ دقیقه استراحت میکنم. استراحت اینجا یک لذت کوچک است.

۲- کار لذت بخش پاداش کارهای ضروری دیگر

اگر به لیست کارهای روتین روزانه خود نگاه کنید ، می‌بینید که برخی کارهای روزانه خود را دوست دارید و از انجام دادن آن لذت میبرید. و برخی را فقط از روی ضرورت و کسب درآمد (تا مدت محدود) انجام میدهید که ممکن است برای شما لذت بخش نباشد. من هم در مدیریت زمان در این دو نوع از کارها هر روز خود را به چالش میکشم و به نظر می آید بخش زیادی از موفقیت آدم ها به نوع مدیریت این موضوع بستگی دارد.

برای مثال من نوازندگی و تمرین موسیقی و یا وبلاگ نویسی و یا مطالعه آزاد را دوست دارم. از طرفی هم می دانم باید کارهای شرکت را انجام دهم و یا یک کار ضروری دیگر. در چنین مواردی من ابتدا کار سخت (کار شرکت) را حداقل به مدت ۱ ساعت انجام می دهم و سپس بعنوان پاداش به خودم اجاره می دهم که به سراغ فعالیت های دیگر مورد علاقه ام بروم. برای مثال روزهایی که در شرکت هستم ، به طور منظمی به کارهای شرکت میرسم (تکنیک ۴۵+۱۵) و در زمانهایی هم که احساس کنم یه خوبی کارم را انجام داده ام بعنوان هدیه به خودم اجازه می دهم که پیاده روی کنم ، کتاب بخوانم ، یا وبلاگ بنویسم.

۳- کار سخت کوچک ، پاداش کوچک—کار سخت بزرگ ، پاداش بزرگ

موضوع شماره ۳ در واقع همان موضوع شماره ۲ می باشد . خواستم بگویم علاوه براینکه در ساعات روزانه ممکن است زمان خود را به کارهای سخت و لذت بخش تبدیل کنیم . ممکن است در ماه های خود و حتی در سالهای خود نیز چنین تقسیم بندی داشته باشیم. مثلا فردی که میگوید ، این ماه را خوب به کارهایم می رسم و کارهایم را مدیریت میکنم که بتوانم ماه دیگر به فلان سفر بروم. یا فردی که میگوید از الان به مدت ۴ سال زحمت میکشم و موضوعات مشخصی را یاد میگیریم و بعد خواهم توانست از زندگی لذت بیشتری ببرم.

چند مثال از کارهایی که به ما کمک می کنند بتواینم سختی های زندگی را فراموش کنیم :

۱- نوازندگی یک آلت موسیقی

۲- رقصیدن : در خانه خود ف در باشگاه یا هر جای دیگری که ممکن باشد ، قدرت رقصیدن را دست کم نگیرید.

۳-کتاب خواندن

۴- نقاشی کشیدن

۵- عکاسی کردن

۶- پیاده روی کردن

۷- اسب سواری کردن

۸- طبیعت گردی

۹- کوه نوردی

۱۰- وبلاگ نویسی کردن

۱۱-با دوستان خود بیرون رفتن یا حد اقل در یک جمع دوستانه قرار گرفتن

اگر تقویمی برای زندگی خود داریم ، شاید اضاف کردن روزهایی برای تفریح و سرگرمی زندگی ما را پویاتر و یا صفاتر کند.

این نوشته تقدیم می شود به همنوردی که با وجود شرایط نامطلوب جسمانی اش به مدت ۴ ساعت در کنار من و پا به پای من کوهنوردی کرد.

1 فکر می‌کنند “مدیریت کار و تفریح

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *